|
|
|
|
|
عیار ی رابین هود نمیخایم نمیخایم!!!
پ.ن:شما سر قبر ما نشاش خرده تازه به اسب نیکی سوار دعای ندبه پیشکشت! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:6 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
چشمم به در زندگیمونه
نیای تو میرم بیرون تاآخر عمر پشیمون شده ات!(بیست و هفتمین فیلم کیمیایی!)
پ.ن:آشغال از سر تا پای این زندگی فوران میکنه کاش واقعا تصادف کنی وسط اتوبان امیرکش! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 11:2 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
قد یه تیزی مرد باش
بذار برای پاک شدن از تو رد بشم از تو دنیای لجن ناموس دزد...! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:46 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
به چه زبونی بیام بگم گه خوردم؟
که نگن خودت کردی خودت خواستی چشمت کور؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 16:55 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
صد نفر پشتت نماز میخونن و خودت گیر خانه خماری؟
یک میلیون شغل میخوای ایجاد کنی و خودت بیکاری؟ مملکتتو میخوای نجات بدی و خودت در حال غرق شدنی؟ بابا بی خیال شو دیگه این همه ادعا رو مشتی یه کم زندگی کن زنده باش باش! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:23 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق
آی عشق... های عشق... آهای عشق اوهوی عشق پفیوز جاکش کدوم جهنمی رفتی؟!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 0:18 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچی تعبیریست کمال گرایانه که از من کردی دوست عزیز
من از هیچم کمتر بودم و هستم و خواهم بود!!! پ.ن:که دانم عیب من چون من ندانی رفیق!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 15:3 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
بعضی حرفا رو میزنی که گفته باشی
بعضی ها رو...که شنیده بشی ولی امون از دل تنها که با خودت حرف میزنی و نه گفته میشی و نه شنفته خمیر میشی و داغ و تفته!!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 15:0 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
که کودکی های من ...
به کلی بدون شرح بود! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 2:11 توسط حمید پورسها
|
|
||
|
|
|
|
|
مارادونا یه بار گفت:
وای که چه فوتبالیستی میشدم اگه گرفتار کوکایین نشده بودم... پ.ن :آره و من هم اگه گرفتار زندگی..! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 2:17 توسط حمید پورسها
|
|
||